على محمدى خراسانى

10

شرح منطق مظفر (فارسى)

المدخل از ديرباز در ميان دانشمندان متداول است كه در آغاز هر علمى ، تصويرى اجمالى از مطالبى كه در آينده مطرح خواهد شد در اختيار دانشجو گذاشته و كليّاتى را بيان مىكنند تا دانشجو با بصيرت و بينايى وارد آن علم شده ، اهميّت و ارزش آن را بفهمد و به اندازهء ارزش علم ، براى آن سرمايه‌گذارى كرده و در راه كسب آن صرف وقت كند . پيشينيان معمولا هشت امر را بازگو مىكردند كه به عنوان رؤوس ثمانيه معروف بودند و در خاتمهء كتاب حاشيه ملّا عبد اللّه يزدى بيان شده است . دانشمندان اخير ، معمولا سه امر را كه از اهمّيّت بيشترى برخوردارند بيان مىكنند كه عبارتند از : 1 . تعريف علم موردنظر . 2 . بيان موضوع آن . 3 . بيان فائدهء علم موردنظر . جناب مظفّر - ره - در مدخل و دالان ورودى مباحث علم منطق به اين سه مطلب پرداخته و پيرامون آنها قدرى بحث فرموده است . 1 . الحاجة إلى المنطق نخستين مطلبى كه توجّه مصنّف را به خود جلب نموده مسئلهء نياز ما به منطق است . سئوال : منطق چه فايده‌اى دارد و كدامين مشكل بشريت را حلّ مىكند ؟ ما از منطق چه انتظارى داريم ؟ اصولا داشتن كدام انتظار از منطق ارسطوئى ، منطقى و به‌جا است ؟ در جواب بايد گفت : كلمهء منطق مشتق از نطق است . مصدر ميمى يا اسم مكان باب نطق ينطق است ، كه در خاتمهء كتاب حاشيه ملا عبد اللّه بيان شده است . نطق دو شعبه دارد : 1 . نطق ظاهرى يا تكلّم . 2 . نطق باطنى يا تفكّر و تعقّل . انسان حيوان ناطق است به هردو معنا ؛ يعنى هم متكلّم است و هم متفكّر . نطق ظاهرى انسان : خداوند متعال در ميان همهء جانداران عالم ( تا آنجا كه بشر مىشناسد ) تنها انسان را داراى قوّهء نطق و تكلّم آفريده و اين نيرو را در سرشت و طبيعت